داستان و مطالب متنوع نوشته میشود

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وز بسترِ عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت

 

 

===================

 

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من

ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست

تنهایی انسان نخستین در من!

 

====================

 

هر که با ما دوست باشد سرور و سالار ماست

یاد او درمان ما و قلب او در جان ماست

 

==========================

 

عادت ماست که با اهل وفا یار شویم

رشته ی زلف بگیریم و وفادار شویم.

 

========================

 

چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم

خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم

 

=========================

 

آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود

سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود

 

==========================

 

در سکوت دادگاه سرنوشت،

عشق بر ما حکم سنگینى نوشت،

گفته شد دل داده ها از هم جدا

اى خدا! فریاد از این قانون زشت

 

=========================

 

در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسى

تا نگردد رایگان عشقت گروگان کسى

 

=========================

========================

 

مثل بارون با صفایی / مثل برف سفید و ماهی

مثل گل خوشبو و زیبا / مثل خون تو قلب مایی

چه بخواهی، چه نخواهی / تو عزیز دل مایی

=============================

 

بعضیا بی غصه پیرن / بعضیا با غم رفیقن

بعضیا از بس عزیزن / هرگز از دلها نمیرن

 

==========================

 

نخواهم گل، که گل بی اعتبار است

تمام عمر گل فصل بهار است

تو را خواهم من از گلهای عالم

که عطر تو همیشه ماندگار است

 

=======================

 

با خون غم نوشتم / غربت مکان ما نیست

از یاد بردن تو / هرگز مرام ما نیست

 

=======================

 

درون سینه آهی سرد دارم

رخی پژمرده، رنگی زرد دارم

ندانم عاشقم؟ مستم؟ چه هستم؟

همی دانم دلی پر درد دارم

 

=======================

 

دانی که چرا ز میوها سیب نکوست؟

نیمی رخ عاشقست، نیمی رخ دوست

این زردی و سرخی که در او می بینی

زردیش رخ عاشقست سرخیش رخ دوست

 

==========================

 

====================

 

 

مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران، نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد دعایم کن. دعایم کن. که من محتاج محتاجم...

===========================

نوشته شده توسط سارا 1390/02/03 و ساعت 8:56

 

 

غم عشق

 

 

بر لبهایم قفل خموشی خورده است و در دل قصه های ناگفته بسیار دارم بیا تا بگشایم درهای این قفس را ...

 

چرا که آتش دیدگان تو بود که این دل مرا بر بند کشید !

 

 

تورا این بار دیدم اما دیداری که خالی از نگاه بود ... !!!

 

هرچه را که به تو داده ام غمی نیست غیر از دلم که دیگر نمیابم چیزی را که جای خالی آن را پر کند .

 

 

منتظر هستم و دیدگان بر راه دوخته ام شاید خبری از تو باشد اما هیچ ..

.

 

می نویسم تا بار سنگین غم عشق تو را از دل بر دارم اما هرچه نوشتم نشانی از تو شد .

 

درها را می بندم و از همه کس ببریده ام و باکم نیست چرا که فاش می گویم عاشق هستم ...

 

وگر پیغامی آمد و اثری از جلوه ی نازش در آن نبود به پیغام رسان بگویید که دیرگاهیست رقتست ...!

 

 

نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه 1390/01/31 و ساعت 23:8 | 3 نظر

 

جوك

 

 

 

 فتواي جديد طالبان اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20

 

 

ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد.

 

حیف نان میره توی مانور شرکت می کنه.

از هواپیما می پره پایین ولی چترش باز نمی شه. می گه خدا رحم کرد مانوره!

 

با همه عشق و جوونی، با یه دنیا مهربونی، با زبون بی زبونی، می خوام اینو خوب بدونی. انرژی هسته ای حق مسلم ماست!

 

کلاغه سر درخت نشسته بود چیزبرگر ميزد، روباه مياد پاي درخت ميگه: چطوري جايگر، چه سري چه دمبي، چه تيپي ايول بابا، نيست بالاتر از تريپ مشکي رنگ يه حالي بده ، يه دهن برامون آواز بخون کلاغه هم پنير

یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه.

 

حیف نان ميميره و ميره اون دنيا، بهش ميگن: ببينم، عزرائيل چيزي بهت نگفت؟ حیف نان ميگه: نه! دوباره ازش ميپرسن: جبرئيل چي؟ حیف نان ميگه: نه! بهش ميگن: ميدوني واسه چي اومدي اينجا؟ حیف نان ميگه: نه! بهش ميگن: تو در مورد Network Marketing چيزي ميدوني؟!

 

حیف نان زنگ ميزنه فلسطين ميگه: اونجا فلسطينه؟ ميگن: آره، حیف نان ميگه: پس غلط ميكنين ميگين: فلسطين اشغاله!

 

حیف نان مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين، وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه

به حیف نان می گن چرا سی دیت اینهمه خش داره می گه زیر نکات مهمشو خط کشیدم.

 

حیف نان تاکسی سمند می خره سه تا مسافر سوار می کنه. اولی به مقصد می رسه می گه نگه دار حیف نان می پرسه سمند داری؟ می گه نه می گه پس بشین. دومی به مقصد می رسه می گه نگه دار می پرسه سمند داری؟ می گه نه. می گه پس بشین. سومی می گه من سمند دارم، نگه دار. حیف نان می گه پس بگو ترمزش کدومه؟

 

نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه 1390/01/25 و ساعت 9:56 | ,دوستان لطف نمودند

شماره 4

 

نامه ای از من اگر سویت نمی آید نرنج

هر چه را من می نویسم اشک پاکش می کند

=========================

 

لبخند بزن بدون انتظار پاسخی از دنیا و بدان که روزی آن قدر شرمنده می شود که به جای پاسخ به لبخندهایت با تمام سازهایت می رقصد. باور کن.

=========================

 

عشق یعنی چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چون برف ذوب شدن بر غم های دوست.

======================

 

وقتی که نیستی... پرنده خیالم به سرش می زند که خود را حلق آویز کند از دار دلتنگی ات! به دادش نمی رسی؟

====================

 

هرکس ز خدا می طلبد راحت جانی، من طالب آنم که تو بی غصه بمانی...

======================

 

دریا باش تا بعضی ها از با تو بودن لذت ببرند و بعضی ها که لیاقت تو را ندارن در تو غرق شوند.

==================

 

گل یخ زمستان تو هستم، اسیر ناز چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست، که من مشتاق د

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 16:3  توسط سارا  |